شمارهٔ ۲۸۰
م میرزا حبیب خراسانی
0
Altın Yaprak
ایکاش که چون موی ابر روی تو افتم
چون پیچ و شکن در خم گیسوی تو افتم
تو باده خوری مست به پهلوی من افتی
من باده خورم مست به پهلوی تو افتم
گاهی تو از اینسوی بدانسوی من افتی
گاهی من از این سوی بدان سوی تو افتم
آهوی تو بیدام شود رام بیک جام
من شیر شوم در پی آهوی تو افتم
اینها طمع خام و خیالات محال است
این بس که بدنیال سگ کوی تو افتم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş