شمارهٔ ۲۸۰
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
باز آفتاب دولت از بام ما بر آمد
عکس جمال ساقی در جام ما درآمد
دیدیم آنچه دیدیم در ضمن جام باده
از دولت وصالش هجران ما سر آمد
عقل اجتهاد جویدنقل استنادجوید
این عشق لاابالی از هر برتر آمد
محبوب جان ودلهانزدیک ماستاما
هستی ما درین ره سد سکندر آمد
دانی که بشر حافی از چیست پاک و صافی
اول قدم درین ره فرد و قلندر آمد
می دان که روز آخرازدوست کیست شاکر
آن جان که روزاول از ما و من برآمد
بر در نشسته بودمدر انتظار رویش
فیض جمال جانان از بام و در درآمد
با نفس گفت لالاباروح گفت بالا
این مؤمن موحدآن کفر و کافر آمد
سر باختم بسودا بهر رفیق اعلی
این بود قاسمی را سودی که بر سر آمد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş