شمارهٔ ۱۶
ص صابر همدانی
0
Altın Yaprak
سرکشی چندان که از تقدیر کردن مشکل است
کار با یاران بی تدبیر کردن مشکل است
گر شوی چون آه سرد شب نشینان گرم سیر
بر دل سنگین دلان تاثیر کردن مشکل است
بهر هر کاری بود اسباب آن کارت ضرور
ورنه با دست تهی نخجیر کردن مشکل است
ای بسا اندیشه ای کز قوه می ناید به فعل
عالم افکار را تسخیر کردن مشکل است
گرچه می باید جوانان را ز پیران پیروی
در جوانی پیروی از پیر کردن مشکل است
نور مهرت را دریغ از عارف و عامی مدار
گرچه کار مهر عالمگیر کردن مشکل است
شیر برفی را چه قدرت نقش رستم را چه زور
خصم را مغلوب با تصویر کردن مشکل است
مانع سیر کمال دهر نبود نقص ما
امهات طبع را زنجیر کردن مشکل است
حق تواند هر چه را تغییر ماهیت دهد
در بر ما و تو خون را شیر کردن مشکل است
دافع نفس دنی صابر بود شمشیر ذکر
قلع و قمعش جز بدین شمشیر کردن مشکل است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş