شمارهٔ ۵۰۸
م مجد همگر
0
Altın Yaprak
جانا رخ من زرد شدا ز گرد فراق
بی روی تو خون شد دلم از درد فراق
زنهار نه در کف فراقم فکنی
از بهر خدا که نیستم مرد فراق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş