بخش ۱۳ - حکایت
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
نمودم سوال از قوی پنجه ای
چه پیش آمدت کاین چنین رنجه ای
تو را دیده بودم ازین پیشتر
زبون بود در پنجه ات شیر نر
چه شد چیره دستی و کر و فرت
که اکنون فروخفته در گل خرت
بدین گونه زرد و نزاری کنون
که چون کاه از کهربایی زبون
لگدکوب از پشه گردد تنت
چه شد زور بازوی پیل افکنت
بگفتا که از گردش روزگار
مگر نیستی آگه ای هوشیار
چه می پرسی ازلطمه سنجی ضعیف
که خس ناتوان است و دریا حریف
جوانی کند کوه را زیر دست
کنون بر سرم برف پیری نشست
چه می پرسی از بنده ای مستمند
خداوند هوشی فراگیر پند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş