بخش ۲۴ - حکایت
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
به معروف کرخی یکی داد پند
که با رشته انبان جو را ببند
که حالی برآیند موران ازا خاک
نمایند انبانت از دانه پاک
برآشفت معروف فرخنده خوی
که اینگونه ناسخته دیگر مگوی
بپرور ضعیفان رنجور را
چه بندی ره روزی مور را
جوانمردی آموز ای تنگدل
جفا بر ضعیفان کند سنگدل
چرا دانه از مور داری دریغ
نداری مگر شرم از ابر و میغ
ندانی به این حرص و بخل قوی
که فردا تو خود رزق موران شوی
مکن نخل انصاف از بیخ و بن
اگر خدمتی می توانی بکن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş