شمارهٔ ۱۲۴
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را
چه محکم می کنی چون ابلهان دیوار زندان را
دیار عشق را نازم که طفلان هوسناکش
چو پستان می مکند از ذوق خون آلوده پیکان را
گریبانی چو صبحم نیست تا از شرم رسوایی
ز بی دردان بپوشد سینه ام زخم نمایان را
ز دل بیش است با معشوق ربط دیده عاشق
که چشم آگاه کرد از بوی یوسف پیر کنعان را
پی جولانگه خورشید پهنای فلک باید
نسازد عشق مسکن سینه های تنگ میدان را
تو در بتخانه اندیشه دینی نمی دانی
که عارف کعبه می داند دل گبر و مسلمان را
حزین از جویبار تیغ او تا حشر ممنونم
به خون آلوده چون گل دامن پاک شهیدان را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş