شمارهٔ ۱۳
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
شق کرده ایم پرده پندار خویش را
بی پرده دیده ایم رخ یار خویش را
در بیعگاه عشق به نرخ هزار جان
ما می خریم ناز خریدار خویش را
مرهم چه احتیاج که عاشق ز سوز عشق
خواباند در نمک دل افگار خویش را
از نقش پا به خاک رهت ما فتادگان
افزوده ایم پستی دیوار خویش را
آن بلبلم که می گذرانم به زیر بال
ایام شادمانی گلزار خویش را
از شمعم ای صبا دم افسرده دور دار
بگذار تا تمام کنم کار خویش را
از برگ و بار عاریت ای نخل باد دست
سنگین مساز دوش سبکبار خویش را
ای جذبه همتی که درین دشت پر فریب
گم کرده ایم قافله سالار خویش را
در کام زاغ طعمه طوطی مکن حزین
بشناس قدر کلک شکر بار خویش را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş