شمارهٔ ۱۳۴
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
فکندم چاک ها در جیب جان بی تابی خود را
کشیدم شانه ای زلف پریشان خوابی خود را
ز کشتن نیست باکم لیک می ترسم که تیغ تو
کند ضایع ز خون گرم من سیرابی خود را
غم عشق تو شد سرمایه عز و قبول من
به این اکسیر زر کردم دل سیمابی خود را
خورد از دست ساحل سیلی تأدیب رخسارش
به مژگانم فروشد موج اگر شادابی خود را
حزین در سایه گلشن به کف جام جمت باید
شکوفه کج نهد چون افسر دارابی خود را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş