شمارهٔ ۱۸۵
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
که در جیب چمن صد پیرهن خار است از دستت
ز تاراج بهاران مست و رنگین جلوه می آیی
حنا نبود که جوشان خون گلزار است از دستت
ید بیضا که می زد پنجه با خورشید در دعوی
به رنگ آستین امروز بیکار است از دستت
فرو برده ست بیدادت به نوعی پنجه در خونم
که هر مو بر تنم انگشت زنهار است از دستت
حزین را گر تسلی نامه ات ننواخت معذوری
ز حیرت خامه را کی پای رفتار است از دستت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş