شمارهٔ ۲۰
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
غزال وحشی دل خضر فرخ پی شود ما را
دروغی بسته زاهد از زبان یار اوا می خواهد
که تسکین دل پراضطراب از وی شود ما را
شعار عشق اگر این است کز خون می دهد ساغر
مکن باور که دیگر آرزوی می شود ما را
لب جانبخش اوا گلزار جمالی در نظر دارم
تمنای بهشت و آب کوثر کی شود ما را
سر کافر شدن داریم کو بتخانه عشقی
که ناقوسش به جای نغمه یا حی شود ما را
حزین از آه بی تأثیر دلتنگم خوشا بزمی
که ساز بی نواییها سرود نی شود ما را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş