شمارهٔ ۲۱۱
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
عاشق حریف حمله شیر دلیر نیست
در سینه اش اگر جگری همچو شیر نیست
از تیغ بازی نگهت می توان شناخت
کز خون هنوز نرگس مست تو سیر نیست
در کار عشق حوصله باید حریف را
منصور مرد معرکه دار و گیر نیست
کودک مشیمه را نشمارد به خویش تنگ
دنیا به چشم مردم دنیا حقیر نیست
لب بسته ام که با دل سنگین روزگار
تأثیر کار ناله گردون مسیر نیست
دارم کف از خمار به میخانه رعشه دار
پیر مغان مگر به کسی دستگیر نیست
بیگانه نیست محرم آواز آشنا
مرغ چمن به خامه من هم صفیر نیست
داری سری چو بلبل اگر مست بوی گل
فرقی میان بستر خار و حریر نیست
ای نوجوان کناره مکن از حزین زار
عاشق اگر چه پیر بود عشق پیر نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş