شمارهٔ ۲۱۵
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
با مستی غمت به شراب احتیاج نیست
با این دل برشته کباب احتیاج نیست
کو دیده ای که تاب جمال تو آورد
خورشید حشر را به نقاب احتیاج نیست
تیغ برهنه ناز نگهبان نمی کشد
حسن غیور را به حجاب احتیاج نیست
مگذار مصحف دل صد پاره در بغل
تعلیم عشق را به کتاب احتیاج نیست
صوفی چه طرح بندد از احسان میفروش
در خشکسال زهد به آب احتیاج نیست
از جوشش عرق شود افسرده برگ گل
رخساره تو را به گلاب احتیاج نیست
کارم به یک تغافل دزدیده کن تمام
درکشتنم به تیغ عتاب احتیاج نیست
نااهل را به رشحه کلکم حزین چه کار
این شوره خاک را به سحاب احتیاج نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş