شمارهٔ ۲۲۸
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
تن سختی کشم چون در خروش آید روان رقصد
دل شوریده ز آواز شکست استخوان رقصد
به ذوقی می تپد در سینه دل کز صبر عاری شد
متاع خود به غارت داده ما در دکان رقصد
سماع خانقاهی نیست حاجت وجد مستان را
دل شوریده ام در یک زمین با آسمان رقصد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş