شمارهٔ ۲۷۷
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
خورشید به حسن یار من نیست
مه را نمک نگار من نیست
محروم بود همیشه عاشق
این است که در کنار من نیست
نومیدی عاشقان قدیم است
مخصوص به روزگار من نیست
جز لخت دل به غم سرشته
در دیده اشکبار من نیست
خاصیت عشق خاکساریست
زان پیش تو اعتبار من نیست
هر چند ز عشق خاکسارم
کس نیست که خاکسار من نیست
زلف تو بود به سجده شکر
که آشفته چو روزگار من نیست
منعم چه کنی ز عشق ناصح
غم دارم و غمگسار من نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş