شمارهٔ ۳۱۵
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
از غم دل حیران چه خبر داشته باشد
محو تو ز هجران چه خبر داشته باشد
آن سرو گل اندام که دلها چمن اوست
از خانه به دوشان چه خبر داشته باشد
از حال تذروان پر و بال شکسته
آن سرو خرامان چه خبر داشته باشد
آن شوخ که در خانه آیینه کند سیر
از آبله پایان چه خبر داشته باشد
طفلی که ز مستی نشناسد سر و پا را
از بیسر و پایان چه خبر داشته باشد
هستی ستکه در عشق فراموش شد اول
مجنون تو از جان چه خبر داشته باشد
چون بهله کف از کار فتاده ست حزین را
از دامن جانان چه خبر داشته باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş