شمارهٔ ۵۱
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
خداوندا تسلی کن دل امیدواران را
به الفت آشتی ده آن قرار بی قراران را
غم دیرینه دارد الفتی با چشم گریانم
شراب کهنه مشتاق است ابر نوبهاران را
نمک پرورده عشقیم و داریم از لبت شوری
به مرهم آشنایی نیست داغ دل فگاران را
سلوکم در طریق عشق با یاران به آن ماند
که مور لنگ همراهی کند چابک سواران را
گریبان چاک باشد دلق ما تردامنان تا کی
به می آلوده گردان خرقه پرهیزگاران را
دل عاجز حریف ترک چشمت کی تواند شد
به خون غلتانده مژگانت صف خنجرگذاران را
حزین آسودگی صورت نبندد با سخن سنجی
کمند از پیچ و تاب خود بود معنی شکاران را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş