شمارهٔ ۵۷
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
زد حلقه عشق بر در دولتسرای ما
نقش مراد شد شکن بوریای ما
از غمزه تو رفت ز خونم فسردگی
جوش نشاط زد می مرد آزمای ما
سیل عنان گسسته به دنبال می تپد
در وادیی که شوق بود رهنمای ما
چون موج پی گسسته زند موج اضطراب
خاک از تپیدن دل بی دست و پای ما
خوابت شد از فسانه زاهد گران حزین
بشنو نوایی از دل درد آشنای ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş