شمارهٔ ۶

ح حزین لاهیجی
0 金の葉
درعشق شد به رنگ دگر روزگار ما تغییر رنگ ماست خزان و بهار ما از خویش می رویم سبکتر ز بوی گل بر طرف دامنی ننشیند غبار ما ابر بهار در عرق شرم غوطه زد از مایه داری مژه ی اشکبار ما همچون سپند زآتش شوق تو می تپید روزی که داشت خانه به خارا شرار ما مانندگرد کز رم آهو شود بلند آرام می رمد ز دل بی قرار ما از تاب رشک در جگر لاله خون کند داغ تو گر بهار کند در کنار ما رفتیم و مانده است به جان چون قلم حزین بر صفحه ی زمانه سخن یادگار ما

この詩の翻訳を追加する ·

この詩を評価する

まだ評価がありません

星に触れて1から10で評価してください

コメント

コメントするにはログインが必要です。

ログイン

この詩にはまだコメントがありません。最初の一人になってください。

よりよい読書のために Cookie を使っています。あなたのデータは GDPR とトルコの個人データ保護法に従って扱われます。どの Cookie を許すかはいつでも変えられます。