شمارهٔ ۸
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
گوشی نشنیده ست صفیر از قفس ما
چون شمع به لب سوخته آید نفس ما
با قافله لاله درین دشت رفیقیم
گلبانگ خموشی ست فغان جرس ما
کوتاه صفیرم قفسم را بگذارید
جایی که رسد ناله به فریادرس ما
در پا سر خاریش خلیده ست چو بلبل
هر دل که خروشد به خراش نفس ما
افتاده حزین از سر آن زلف رساتر
در جلوه گری خامه ى مشکین نفس ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş