شمارهٔ ۸۵۸
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
دوشینه دلم داشت به یاد تو سرودی
کز دیده مرغان حرم خواب ربودی
هر چشم زدن دیده دریا نسبم را
غمهای تو از گریه سبکبار نمودی
غافل ز تو یک دم دل مشتاق نگردد
اذ لیس سوی وجهک فی عین شهودی
وقت است که خورشید رخت جلوه گر آید
قد قام من لبین ظلامات وجودی
بار غم کونین حزین افکند از دوش
در پای خم باده کند هر که سجودی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş