شمارهٔ ۱۸۷
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
با رخ زرد آمدم سوی درت ای سروناز
یعنی آوردم بخاک درگهت روی نیاز
دولت حسن و جوانی یک دو روزی بیش نیست
در نیاز ما نگر چندین بحسن خود مناز
عمر بگذشت و شب تاریک هجر آخر نشد
یا شبم کوتاه می بایست یا عمرم دراز
تاب بیماری ندارم بیش ازینها ای فلک
یا نسیم روح پرور یا سموم جان گداز
مردم چشم هلالی پاک می بازد نظر
رو متاب ای نازنین از مردمان پاکباز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş