شمارهٔ ۲۳۴
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
ز پیر میکده عمری در التماس شدم
که خاک درگه دیر فلک اساس شدم
غم مرا بغم دیگران قیاس مکن
که من نشانه غمهای بی قیاس شدم
مرا ز حسن تو صنع خدای ظاهر شد
ترا شناختم آنگه خداشناس شدم
سپاس عید بود پاس نقل و باده و جام
هزار شکر که مشغول این سپاس شدم
پلاس فقر هلالی لباس فخر منست
من از برای تفاخر درین لباس شدم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş