شمارهٔ ۳۷۴
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
بی جهت با ما چرا آهنگ غوغا کرده ای
غالبا امروز قصد کشتن ما کرده ای
گاه چون شیر و شکر گاهی چو آب و آتشی
من نمی دانم چه خویست این که پیدا کرده ای
گر مسیحا مرده ای را زنده می کرد از دعا
تو به یک دشنام کار صد مسیحا کرده ای
دیده جای تست بنشین از نظر غایب مشو
مردمی کن چون میان مردمان جا کرده ای
دوش می گفتم که مهمان هلالی باش گفت
دیدن خورشید را در شب تمنا کرده ای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş