شمارهٔ ۲۳
ه همام تبریزی
0
Altın Yaprak
اینک آن روی مبارک که سزای نظر است
مه چه باشد که ز خورشید بسی خوب تر است
روح پاک است مصور شده از بهر نظر
ور نه این حسن نه اندازه روی بشر است
سخنت آب حیات است و نفس مشک و عبیر
هر دو را از لب شیرینت گذر بر شکر است
هر حدیثی که رود پیش هوادارانت
بجز افسانه عشق تو همه دردسر است
رشکم آید که نظر بر دگری اندازی
یا از آیینه که از عکس رخت بی خبر است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş