شمارهٔ ۶۷
ه همام تبریزی
0
Altın Yaprak
سر تا قدم به آب حیاتت سرشته اند
دل ها مثال نقش تو بر جان نبشته اند
گر زاهدان صومعه بینند صورتت
عاشق شوند بر تو وگر خود فرشته اند
رویی چنین به حسن و لطافت ندیده ام
زین نوع گل دگر به جهان در نکشته اند
چون آمدی به منزل دنیا که از بهشت
خوبان نازنین را بیرون نهشته اند
مست شبانه بود همام از شراب عشق
آن صبح ها که طینت آدم سرشته اند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş