شمارهٔ ۷۶
ه همام تبریزی
0
Altın Yaprak
قومی که ره به منزل خوبان همی برند
اقبال مایه ای ست که ایشان همی برند
جان می برند تحفه به نزدیک یار خویش
خرما به بصره زیره به کرمان همی برند
جان را در آن دیار چه قیمت بود ولی
سهل است چون به پیش کریمان همی برند
دل برگرفته اند از این خاک دان چو خضر
تا ره به سوی چشمه حیوان همی برند
خود را نگاه دار ز دیوان راه زن
کانگشتری ز دست سلیمان همی برند
مغرور علم و طاعت و تقوی خود مشو
کانجا از این متاع فراوان همی برند
چوگان و دست و پنجه مردان بهانه ای ست
این گوی را به بخت ز میدان همی برند
هان ای همام بنده مردان عشق شو
کایشان رهی به مجلس سلطان همی برند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş