بخش ۱۵ - در بیان نفس اماره گوید
ا امیر حسینی هروی
0
Altın Yaprak
از مقام سرکشی بیرون برش
ماراماره است میزن بر سرش
نفس بد فرمای از آنجا چون گذشت
در طریق بندگی لوامه گشت
گه رود در کوی طاعت پارسا
گه شود قلاش بازار هوا
زین مقام اریک نفس بالا شود
مطمینه گردد و زیبا شود
چون برون شد از هوای خاک و آب
هر زمانش ارجعی آمد خطاب
نفس را این هر سه وصف آمد عیان
آنچه اسرار است ناید بر زبان
گرچه گفتند این معانی نارواست
با تو رمزی باز گویم از کجاست
روح حیوانی بد اول نام او
در وجود آدمی آرام او
روح قدسی چون بدوسایه فکند
شد ز الهام الهی سربلند
گفتگویش داد و نفسش نام کرد
از بدو نیکش همه اعلام کرد
نفس تو چون مرکب جان و دلست
راه بی مرکب بریدن مشکلست
پاسبان مرکب خود باش و خیز
تا سوار آیی بروز رستخیز
دانش نفس ار نباشد حاصلت
کی خبر یابی تو از جان و دلت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş