بخش ۲۷۸ - حکما
ا اقبال لاهوری
0
Altın Yaprak
لاک
ساغرش را سحر از باده خورشید افروخت
ورنه در محفل گل لاله تهی جام آمد
کانت
فطرتش ذوق می آینه فامی آورد
از شبستان ازل کوکب جامی آورد
برگسن
نه میی از ازل آورد نه جامی آورد
لاله از داغ جگر سوز دوامی آورد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş