شمارهٔ ۲ - در هجو نصرت الدوله
ا ایرج میرزا
0
Altın Yaprak
شاه زاده ضیافتی کردی
کافت آورد مر ضیای ترا
کارهایت معرفی کردند
سستی عقل و ضعف رای ترا
به همه کفش دادی و ملکی
زان که کوچک بدند پای ترا
هیچ بر من ندادی و گفتی
روم و سر کنم هجای ترا
چشم اگر روزگار بگذارد
در کف تو نهم سزای ترا
لیک حالا جز این نخواهم گفت
که برد مرده شو سرای ترا
نه سرای ترا به تنهایی
هم عطای تو هم لقای ترا
خوب شد بر منت نرسید
بنده گاییدم آن عطای ترا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş