شمارهٔ ۱۵۶
ج جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
این چه رویست بدین زیبایی
وین چه عشقست بدین رسوایی
گفتی از دست غمم جان نبری
آنچنانست که میفرمایی
چون همه قصد بخون ریختنست
هان سر و طشت که را میبایی
نیک یاری تو ولی بدخویی
سخت خویی تو ولی رعنایی
دل گشایی چو قبا در پوشی
دل ببندی چو دهان بگشایی
هیچ با ما سر خلوت داری
چه حدیثست تو بیش ازمایی
تو بر آیینه نهی صد منت
پس رخ خویش بدو بنمایی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş