شمارهٔ ۲۶
ج جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
چه عجب گر دلت زمن بگرفت
که مرا دل زخویشتن بگرفت
شدم از ضعف آنچنان که مرا
باد بربود و پیرهن بگرفت
سخنی با تو خواستم گفتن
گریه خود راه بر سخن بگرفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş