شمارهٔ ۸۵

ج جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی
0 金の葉
کارم نه بر مراد دل ریش میرود روزم همه بکام بد اندیش میرود با کافران نمیرود اندر دیار روم آنچ از فراق بر من درویش میرود دیده نگاه کرد و دل اندر بلا فتاد دیده پی هلاک دل ریش میرود دل گشت اسیر حلقه زلفش بحرص وصل بس سر که در سر طمع خویش میرود تلخ است پاسخ تو و آنهم زبخت ماست کزنوش تو سخن همه چون نیش میرود کج میدهی تو وعده و بالله که خوب نیست کاندر جهان حدیث کم و بیش میرود میکن جفا و جور که در گنجد اینهمه میکن عتاب و نازکت از پیش میرود

この詩の翻訳を追加する ·

この詩を評価する

まだ評価がありません

星に触れて1から10で評価してください

コメント

コメントするにはログインが必要です。

ログイン

この詩にはまだコメントがありません。最初の一人になってください。

よりよい読書のために Cookie を使っています。あなたのデータは GDPR とトルコの個人データ保護法に従って扱われます。どの Cookie を許すかはいつでも変えられます。