شمارهٔ ۹۷
ج جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
باز دل در غم جان می پیچد
باز در عشق فلان می پیچد
یارب این باره کجا دارد عزم
که دگرباره عنان می پیچد
همه در زلف بتان پیچد ازان
چون سر زلف بتان می پیچد
برد از من دل و صبر و زر و سیم
جان بماندست و در آن می پیچد
کس ز دستش نزید تا غم او
چون قضا در همگان میپیچد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş