شمارهٔ ۳۲ - قاروره بیمار
ج جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
پاره می بخواستم ز نجیب
زان می ناب کز زبیب برند
روز دیگر غلامکش آورد
پاره می که از نجیب برند
شیشه خرد بود و آبی زرد
گنده تر زانکه از قضیب برند
گفتی آن زن به مزد بیمارست
کآب چونین بر طبیب برند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş