شمارهٔ ۱۱۷
ج جامی
0
Altın Yaprak
وقت گل شد بزم عشرت بر لب جو خوشتر است
جام عیش از دست گلرویان گلبو خوشتر است
خوش بود ساقی چو نیکوروی و نیکو خو بود
وربود با این همه خوشخوان وخوشگو خوشتر است
پا به صحرا نه که بی خواری ننگ باغبان
سبزه خودرسته و گلهای خودرو خوشتر است
حیف باشد سبزه زیر پا سپردن در سماع
بر سر سبزه ز مستان رقص پهلو خوشتر است
گو مزن از دور زانو خوبرو چون می دهد
کز بتان ساقیگری زانو به زانو خوشتر است
خوش بود طوق زر اما گردن عشاق را
طوق سیم از ساعد جانان و بازو خوشتر است
روی در میخانه نه جامی به می کن خرقه رنگ
مرد در هر شیوه ای یکرنگ و یکرو خوشتر است
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş