شمارهٔ ۵۶
ج جامی
0
Altın Yaprak
از دو چشم تو مست بسیار است
وز لبت می پرست بسیار است
همچو از عشق توبه ما را
طره ات را شکست بسیار است
کم بود چون دو ساعدت هرچند
دست بالای دست بسیار است
غمزه ات را به قتل خسته دلان
تیر رفته ز شست بسیار است
باغ لطفی و از سنان ستم
گرد تو خاربست بسیار است
به هوای تو از سحرخیزی
ذوق اهل نشست بسیار است
رد مکن نقد هستی از جامی
کز گدا هرچه هست بسیار است
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş