شمارهٔ ۱۰۲ - وله ایضا
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
هجا گفتن ار چه پسندیده نبود
مبادا کسی کآلت آن ندارد
چه آن شاعری کو هجاگو نباشد
چه شیری که چنگال و دندان ندارد
خداوند امساک را هست دردی
که الا هجا هیچ درمان ندارد
چو نفرین بود بولهب را زایزد
مرا هجو گفتن پشیمان ندارد
رسول اهجهم داد فرمان به حسان
وزو هیچ مداح فرمان ندارد
مر این غرزنان را که از بخل مفرط
کس امید چیزی از ایشان ندارد
اگر هجو گویی در این گردن من
که هرگز زیانی به ایمان ندارد
حروف هجا گر نخوانند از اول
کس اندر جهان خود دبستان ندارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş