شمارهٔ ۱۳۶
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
ای غمزه تیز تو جگرخواره
وی لعل تو طیره شکرپاره
هم وعده تو دراز بی حاصل
هم چشم ضعیف تو ستمکاره
برگشته بصد هزار نومیدی
از کوی تو عاشقان بیچاره
همچون گل و لاله ماه و خور پیشت
بر خاک همی نهند رخساره
مگذار که زلفکان هندویت
ناهمواری کنند همواره
هر گه که کنم حدیث وصل تو
گوید غم تو که هان دگرباره
شد در دل ما به دولت عشقت
غم خانه نشین و صبر آواره
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş