شمارهٔ ۲۶۲ - ایضا له
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
کیست همخانۀ زبان دندان
حکمتی هست اندرین پنهان
باشد از ازدواجشان مضبوط
کدخدایی خاندان دهان
این همه لین و آن همه شدت
این همه گوشت وان همه ستخوان
نان دندان زبان کند ترتیب
زانکه این ساکن است و آن جنبان
کام و ناکام هر کجا باشند
با سر او درد زمان بزمان
هر که دندان ازو بود شاکر
به ثنایش رود همیشه زبان
وان که پاس زبان ندارد باز
ساید از خشم و کین برو دندان
وان که از مال خویش و نعمت خویش
نرساند نصیبة ایشان
به ضرورت ز بهر او شب و روز
ژاژ خاید بسی همین و همان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş