شمارهٔ ۲۸۵ - ایضا له
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
ای خبر داری که شوخان جهان
عاجزند از دیدۀ بی شرم تو
گرچه سختم در غلط می افکند
پرسش کرم و حدیث نرم تو
هیچ آزرم منت در طبع نیست
من غلام طبع بی ازرم تو
اینچنین سرد از چه معنی می شود
آن تکلفهای گرما گرم تو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş