شمارهٔ ۲۸۵
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
مشکین خطی از بعب تو بر می خیزد
سودا بشب از دل قمر می خیزد
دیدم که شکر ز شام خیزد بسیار
این شام عجب که از شکر می خیزد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş