شمارهٔ ۸۱۴
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
با دل گفتم تو باری آخر نیکی
از من دوری به یار من نزدیکی
دل گفت که با دهان و زلفش عمریست
تا می سازم بتنگی و تاریکی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş