غزل شمارهٔ ۱۷۸
خ خاقانی شروانی
0
Altın Yaprak
عافیت کس نشان دهد ندهد
وز بلا کس امان دهد ندهد
یک نفس تا که یک نفس بزنم
روزگارم زمان دهد ندهد
در دلم غصه ای گره گیر است
چرخ تسکین آن دهد ندهد
کس برای گره گشادن دل
غم گساری نشان دهد ندهد
آخر این بادبان آتش بار
بحر غم را کران دهد ندهد
موج کشتی شکاف بیند مرد
تکیه بر بادبان دهد ندهد
ز آسمان خواست داد خاقانی
داد کس آسمان دهد ندهد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş