بخش ۱۹۰ - آمدن سام به شهر زنان

خ خواجوی کرمانی
0 Altın Yaprak
بپاسخ بدو گفت شاه زن است که زین سان شتابنده و پازن است ورا نام حورا بود در جهان که نامش نگنجد همی در زبان به آهنگ روی تو گشته سوار شتابان رسیده درین چشمه سار بدو گفت پس کای زن ماهروی مرا چون شناسد مه مشک موی بدو آشنایی نکردم دمی نبودم به او یک زمان همدمی چه داند که من کیستم در جهان بزرگم و یا کهترین مهان بدو گفت پاسخ که ای رزمجوی شناسم ما مردمان را به بوی چو اندر رسیدی در آن چشمه سار شنیدیم بوی تو را ای سوار کنون پادشه مر تو را خواسته است ز بهر رخت خویش آراسته است درین گفتگو بود فرخنده سام خرامنده آن سرو طوطی خرام بیامد بر سام نیرم نشست بیازید و بگرفت دستش به دست بدو گفت خندان که شاد آمدی درین شهر زیبا چو باد آمدی چه نامی و ایدر چرا آمدی به شهر زنان از کجا آمدی ندیدم هرگز چو تو نامدار به بالا چو سرو و به رخ چون بهار نماید که مردی دلاور بوی به دریای مردی شناور بوی چه داری مرادت به من بازگوی مپوشان ز من راز خود بازگوی بدو گفت سام نریمان منم ستاننده جان دیوان منم گرفتار عشقم نه عقل و نه دین به بند پری دخت فغفور چین ربودست او را ز من ابرها فتاده به کام یکی اژدها من ایدر کمربسته از بهر این شتابم غریوان به مغرب زمین براندازم آن دیو ناپاک را فشانم ابر تارکش خاک را که اویش ربودست از رنگ و ریو رهانم پری دخت از چنگ دیو چو بشنید حوران فرخ نژاد بدو گفت آنها که کردی به یاد همه بود نیکو ولی ای جوان ز تخم دلیران روشن روان خطرها بسی هست در راه تو کزو تیره گردد همه راه تو اگر تو بیایی به مهمان من شوی شاد یک هفته از خوان من پس آنگه ابا تو بیایم به راه به کوه فنا سوی آن کینه خواه تو را یار باشم درین ره همی نگردی ز پیکار دیوان غمی نمایم تو را من شگفتی بسی که هرگز ندیدم درین ره کسی بدو گفت پهلو که ای دلربا شتابم به تنها به کوه فنا مرا یار دادار یزدان بس است که در دهر او بیکسان را کس است بسی کرد خواهش بدان نازنین که آخر رضا گشت گرد گزین نشست از بر اسب و آمد به شهر که یابد از آن ماه دیدار بهر نگه کرد شهری بسان بهشت تو گفتی که رضوان درو گل بکشت همه شهر و بازار پر ماهروی به هر گوشه ای دلبر مشکبوی سراسر زنان طلعتی همچو ماه به هر کوی و برزن یکی بزمگاه پر از مشک و عنبر همه بام و بر کزو مست گردید آن نامور چنین تا به ایوان حورا رسید شگفتی سراپرده شان را بدید

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.