شمارهٔ ۱۱۴
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
دیشب بت من چو ترکتازی می کرد
پنداشتم آن مگر ببازی می کرد
در مجلس ما کسی بجز شمع نبود
او نیز بسی زبان درازی می کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş