شمارهٔ ۱۶۷
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم
قدح لاله پر از خون جگر می کردم
پای سرو از هوس قد تو می بوسیدم
در گل از حسرت روی تو نظر می کردم
سخن طوطی خطت بچمن می گفتم
نسبت پسته تنگت بشکر می کردم
چشم نرگس بخیال نظرت می دیدم
وانگه از ناوک چشم تو حذر می کردم
چون صبا سلسله ی سنبل تر می افشاند
یاد آن گیسوی چون عنبر تر می کردم
هر زمانم که نظر بر رخ گل می افتاد
صفت روی تو با مرغ سحر می کردم
چون کمانخانه ی ابروی تو می کردم یاد
تیر آه از سپر چرخ بدر می کردم
مشعل مه بدم سرد فرو می کشتم
شمع خاور ز دل سوخته بر می کردم
چون فغان دل خواجو بفلک بر می شد
کار دل همچو فلک زیر و زبر می کردم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş