شمارهٔ ۲۴۸
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
بر بود دلم یک نظر از منظر او
جان در سر دل رفت و دلم در سر او
چشمم بکنار از آن گهر می بخشد
کاین چیز سرشته اند در گوهر او
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş