شمارهٔ ۴۳
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
خطی کز تیره شب بر خور نوشته ست
چه خطست آن که بس درخور نوشته ست
اگرچه درخورست آن خط ولیکن
خطا کرده ست کاین بر خور نوشته ست
خطا گفتم مگر سلطان حسنش
براتی بر شه خاور نوشته ست
وگرنی اجری خیل حبش را
خراج روم بر قیصر نوشته ست
و یا توقیع ملک دلبری را
مثالی بر مه از عنبر نوشته ست
به شیرینی بتم بسته ست گویی
بدان افسون که بر شکر نوشته ست
همه راز نهانم مردم چشم
به یاقوت روان بر زر نوشته ست
تو گویی منشی دیوان تقدیر
مرا این در ازل بر سر نوشته ست
به چشم عیب در خواجو مبینید
چو میدانید که اینش سرنوشتست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş