غزل شماره ۵۲
خ خالد نقشبندی
0
Altın Yaprak
ای از گل رخسارت خون خورده گل مینو
با قد تو تا یک مو فرقی نبود یک مو
این شمع شب تار است یا پرتو رخسار است
این نافه تاتار است یا رایحه گیسو
برجیس مبدل شد با مهر جهان آرا
یا حور رخ جانان مقرون به خم ابرو
از غمزه خونریزت دل ریش بود جان هم
چون نرگس فتانت کی دیده کسی جادو
یاقوت بود لعلت مرجان مرا یاقوت
در دایره ناسوت نبود چو لبت دلجو
در بردن دل هاروت کی می شمرد ماروت
گیرد به نگه چشمت بر آهو دوصد آهو
گویند مگو با کس چندین سخن عشقش
کی گنج نهان گردد در دستگه هندو
گرچه سخن خالد خالی ز بلاغت نیست
لیکن نبود او را ذوق سخن خواجو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş